پست‌ها

  Karmel Melamed was born in 1978, in Tehran, Iran. However, due to growing violence and uncertainty under the rule of Ayatollah Khomeini, Karmel and his family fled Iran in 1980. Now a journalist, Karmel remains committed to making known the Iranian regime’s human rights abuses which continue to this day, and is an outspoken advocate for the Mizrahi Jewish community. Hear about his family’s powerful story in this film by The Mizrahi Project, presented by CUFI. www.themizrahiproject.org
تصویر
و از خوشی‌های دنیای مجازی هم این‌ست که خیلی اتفاقی صفحه‌ی غریبه‌ای را بخوانی که حرف‌هایش بسیار آشناست. کسی که انگار از زبانِ تو می‌گوید، از دلِ تو. غریبه‌ای که دنیا را همان‌گونه می‌بیند و می‌خواهد که تو... وکم‌کم آشنایت شود بی ‌آن‌که او را دیده‌ باشی یا بشناسی. حتی شاید روزی از کنار هم رد شوید و یکدیگر را به نگاهی سرد بگذرانید. مهم نیست جانِ قصه این ا‌ست که خوشی‌ها، ترس‌ها و آرزوهایش آشنا است. شاید هیچ‌گاه هم مجالی برای دانستنِ چند و چونِ روزگارش پیش نیاید، او را «غریبه‌دوست» فرض کن که رسالتِ ناخودآگاه‌اش این ا‌ست که نامش در گوشه‌ ذهنِ تو حک شود و گه‌گاه به یادت بیاورد که در چند و چون آنچه می‌پنداری تنها نیستی...
تصویر
خاطراتی که مغول می‌شوند و هجوم می‌آورند به قصدِ نابودی.... به قصدِ خراب‌کردنِ هرچه آبادی ا ‌ست، به قصدِ ریشه‌کن‌کردنِ هر نهالِ نوپایی که تنِ نحیف برافراشته در بیابانی که میراثِ  همان خاطره‌هاست. میراثی شوم که آتش بر زبان دارد و سیلاب در قدم، با ردای جلادی که با باد می‌آید و می‌پیچد در تمامِ وجودت.
تصویر
هیچ گذشته‌ای به‌ تمامی پایان نمی‌پذیرد و هیچ آینده‌ای بی‌رَد و نشانِ امروز رقم نمی‌خورد. فریب مبتذلی ا‌ست «فارغ از گذشته و آینده، در لحظه‌ حال زیستن». هر فتح و شکستی، هر خاطره‌ تلخ و شیرینی و هر نام و یادگاری باریکه‌ مستقلی‌ است که از یک‌جایی در جانِ آدمی آغاز می‌شود و بی‌گسسته شدن امتداد می‌یابد تا خودِ خودِ مرگ. نا ممکن است رهیدن از رفته‌ها.

تلاش مذبوحانه

تصویر
درتلاش مذبوحانه‌ به‌روز ‌کردن آداب و آئین قدما، چنان افتضاحی بر سر ادبیات کلاسیک می‌آورند که برای پذیرفتن تعبیرهاشان باید حافظ را تصور کنی که عینکِ گرد زده و در گوشه‌ کافه‌ پیپ می‌کشد، سعدی تی‌شرتِ جین‌وِست پوشیده و سرگرم مخ‌زنی‌ا‌ست، مولوی هدبند ال‌اس‌دی زده و با رعشه‌ مدام با سر و گردن درگیر وایبر است و برای فرستادن ویدیوی آخرین اجرای همای و عطار در حال تیک‌آف کشیدن با پورشه‌ای است که آرم سیمرغ دارد!

הטלאי הצהוב . ציורי השואה בסרטו של נתן גרוס🇮🇱

تصویر

אורנה פורת בסרטה הראשון " עיר אהלים " 1951🇮🇱

تصویر