خاطراتی که مغول میشوند و هجوم میآورند به قصدِ نابودی.... به قصدِ خرابکردنِ هرچه آبادی ا
ست، به قصدِ ریشهکنکردنِ هر نهالِ نوپایی که تنِ نحیف برافراشته در بیابانی که میراثِ همان خاطرههاست. میراثی شوم که آتش بر زبان دارد و سیلاب در قدم، با ردای جلادی که با باد میآید و میپیچد در تمامِ وجودت.

نظرات
ارسال یک نظر