وقتی عزیزی میمیرد زخمی درون وجودات باقی میگذارد. زخمی که همگان تصور می کنند تا ابد باقی میماند. گفته میشود که بایستی با زخم سر کنی، که التیامی نیست اما باید صبور باشی. و من میخواستم صبور باشم. نه با زخم هایم که با خودم. من همانطور که با خودم عهد بسته بودم برایت سوگواری نکردم. من برای تو اشکی نریختم. و حالا که نیستی، که برای همیشه رفته ای، من آنقدر با این زخم میجنگم که یا از من چیزی نماند یا از این زخم. آری، به فاجعه نباید بیش از این مجال داد تا ما را یکی پس از دیگری از پای درآورد. شاید شنیدن ِ این حرف از من بعید باشد، اما اگر قرار است یک نفر این را آغاز کند، ترجیح می دهم که من اولین نفر باشم: من با کمال احترام، تو را و یاد و خاطرهات را در گورستانی ، در قطعهای که نمیدانم کجاست و مزاری که نمیدانم کدام است، برای همیشه به خاک میسپارم. هنوز هم چیزهایی در جهان هست که باید تغییرشان دهم. و تنها چیزی که از مرگ ِ تو برایم میماند، نیروی عظیم ِ پیش راندن و جلو رفتن برای تغییر ِ "چیز"هاست. من باز هم می جنگم تا نشان دهم آنجا که دیگر همه چیز تمام می شود، چیزی کوچک باقی می ماند، چیزی که حتی تا درون ِ گور با ما می آید و با همه ی کوچکی، هرگز از میان نمی رود. آنجا که دیگر دلیلی برای ادامه دادن نیست، امید باقی می ماند تا بار دیگر برخیزم و به میدان ِ جنگ بازگردم...
پستهای معروف از این وبلاگ
People مردم
نقشه استعمار برای غارت همیشگی
در سال ۱۹۹۴؛ شبهنظامیان هوتو،حدود یک میلیون نفر از مردم رواندا و عمدتا از قوم توتسی را به قتل رساندند. اما تفکیک قومی شدید میان توتسیها؛و اکثریت هوتو یک پدیده جدید است؛ اصولا در آغاز اصطلاح «توتسی» به مردم دامدار ثروتمند اطلاق میشد در حالی که «هوتو»ها کشاورز بودند. با ظهور حکومت استعماری بلژیک مردم رواندا مجبور شدند که کارت شناسایی که روی آن قومیت ساختگی آنها ذکر شده بود همراه داشته باشند این اقدام و نیز ممنوعیت هوتوها در دسترسی به آموزش عالی و تبعیضهای دیگر زمینه ساز وقوع یک نسلکشی بزرگ شد. نفکیک قومیت و زبان مادری و مطرح کردن فرهنگ و نژاد ، نقشه استعمار است برای استثمار یک ملت واحد و غارت کردن همیشگی منابع کشورشان
نظرات
ارسال یک نظر