برخی تصور می کنند که سرنگونی نظام های سیاسی در عصر کنونی مثل عصر حجر است که در جوامع بدوی بدون هیچ قانونمندی مشخصی قدرت به زور شمشیر و نیزه جابجا می شد و در پیچیده ترین شکل ممکن سرنگونی یک حکومت مثل قطع کردن یک درخت تنومند قابل تفسیر بود.عصر پیچیده و مافوق مدرن کنونی اصولا چنین اجازه ای به عقل سلیم نمی دهد که فرایند سرنگونی نظام های سیاسی را اینگونه تفسیر کند. ظهور و سقوط هیچ رژیمی بر مبنای قضا و قدر نیست، بر مبنای شورش ها و انقلابات و حتی اراده ی سیاستمدران جهان سومی نیز نیست. نظام های سیاسی به ویژه نظام های سیاسی جهان سومی بر مبنای استراتژی دقیق تدوین شده توسط قدرت های حاکم بر نظام بین الملل و کارتل های عظیم سرمایه داری مسلط بر این قدرت ها ظهور و سقوط می کنند. تقریبا همه نظام های سیاسی دقیقا بر روی این خط کشی دقیق استراتژیک ظهور می کنند. آن هم با سناریوهای فریبنده ای که حتی ممکن است آن ها را مردمی نشان دهد. مانند روی کار آمدن خمینی با دسیسه چینی قدرت های بین المللی که با نقاب حمایت توده ها ایران و خاورمیانه را به دور تسلسل شرارت و آدمکشی کشاند.

"مهندسی سرنگونی" یک ضرورت اجتناب ناپذیر علمی و سیاسی در دنیای کنونی شده است که قدرت های بین المللی با توسل به آن قادرند که سرنگونی نظام های سیاسی را از درون و بیرون هدایت و سازماندهی کنند.

تحریم ها و جنگ ها و سیاست های بین المللی اصلی ترین ابزار قدرت ها برای مهندسی سرنگونی نظام های سیاسی و جایگزینی نظام های بعدی هستند.بی شک سرنگونی رژیم اشغالگر آخوندی در ایران ایران نیز بدون این مهندسی ناممکن است. بدون سازماندهی عملی و موثر بخش های ناراضی نیروهای مسلح رژیم و همراه ساختن آن ها با قیام مردم علیه رژیم اشغالگر آخوندها هر طغیان مردم با نتایج خونبار و غم انگیزی مواجه خواهد شد که ممکن است حتی به سرنگونی رژیم منجر نشود.

نظرات