پدرسوختگی

 آدمیزاد اساساً موجودِ پدرسوخته‌ای ا‌ست استثناء هم ندارد. تعریفِ هر فردی برمی‌گردد به اندازه و جنسِ پدرسوخته‌گی‌اش؛ آدمِ"خوب"کسی‌ است که اطرافیانش پدرسوخته‌گی‌های او را تأیید می‌کنند و "بد" کسی‌ است که پدرسوخته‌گی‌هایش پسندِ جمع نیست. دو نفر که با هم تفاهمِ کامل دارند [فرضِ محال]، به یک اندازه و از یک ‌جنس پدرسوخته‌اند، اگر هم اختلاف نظر دارند و یا یکی‌شان پدرسوخته‌تر است یا جنسِ پدرسوخته‌گی‌شان یکی نیست و اگر دو نفر را دیدید که دشمنِ جانی‌ِ هم شده‌اند تا آنجا که کمرِ به کُشتنِ یکدیگر بسته‌اند؛ حکماً یکی‌شان (یا هردو) اصلِ"آدمیزاد اساساً موجودِ پدرسوخته‌ای‌ است"را قبول ندارد و گمان می‌کند انسان نیست؛ معصوم است [اپیدمیِ در خاورمیانه].آدم و حوا برای اینکه قضیه‌ سیب‌دزدی‌ هایشان لو نرود، این اصل را انکار کردند و برخی را بی‌عیب دانستند. ماحصل‌اش شد همین دنیایی که می‌بینید. اینگونه اگر نبود بدون شک هم دنیا قابلِ تحمل‌تر بود و هم دستِ خدایانِ دروغین کوتاه‌تر..... (اگر هم با کلمه‌ی پدرسوخته مشکل داری، بخوانش: "ناکامل"،"خطاکار" یا "ناآگاه". موضوع این کلمه نیست، موضوع اینست که اصل را بپذیرید و خودتان را از شرِ این ‌همه قضاوتِ نابجا رها کنید

نظرات