پاینده ایران
هنوز پژواک طنین استوار گامهایش در فضای راهروهای تاریخ ماندگار است.هنوز طنین تپش قلب نگرانش در صحن علنی وجدان تاریخ گواه زنده بودنش است.هنوز انعکاس نطق سوگندش در فضای حافظه تاریخ ، قابل پیگیری است.در راهروهای پارلمان ملی ایران گام بر میداشت تا تاریخ را به آغوش بکشد ولی نمیدانست تقدیر او را انتخاب کرده بود تا تاریخ او را در آغوش خود بکشد،صیانت کند و بر بلندای شرافت و شکوه بنشاند ،ماندگار بر بلندترین قله های غرور و صداقت. آسوده خاطر و با وجدانی راحت . هنوز صدای سوگند او از خاطره تاریخ مام میهن کمرنگ نشده سوگندی که به پیشگاه یک کشور،یک ملت ،یک تاریخ ادا کرد.سوگند خورد که می آید و می ماند تا همیشه تاریخ و به سوگندش عمل کرد آمد، ماند، همیشه ماندگار و سربلند. تاریخ با او همدل و همراه بود برخلاف مردمش.هرچند دوست نمیداشت به قیمت برباد رفتن و فروریختن آرزوهای یک ملت که به آنها عشق میورزید و نسلهای متمادی،سوگندش تجلی عینی و تاریخی پیدا کند ولی عدالت تاریخ به حدی بی رحم بود که برای نشاندن او در جایگاه حقیقی اش،ملتی را به هرمان و کشوری را به حضیض نکبت کشاند تا او را بر اوج ابهت بنشاند جایگاهی که سزاوارش بود و تاریخ اشتباه نمیکند حتی اگر با سنگدلی و بی رحمی مجری عدالت باشد. ۲۶ شهریور است. روزی که سوگندی بیان شد که سوگند به میهن بود و ملتی که دوستشان داشت.روزی که سوگند خورد برای ماندن و همیشه بودن و ملتی که با بغض و حسرت ،امروز، هر روز،هر لحظه فریاد پرصلابت او را بسوی خودش با نجوایی آمیخته با شرمساری زمزمه میکند که :
آسوده بخواب....آسوده بخواب....

نظرات
ارسال یک نظر