تضادها




هراکلیت بیست‌و‌پنج قرن قبل می‌زیست. هنوز فلسفه‌ء او زنده است و به معدود جملاتی که از او باقی مانده ارجاع می‌شود.

مهمترین نظریه هراکلیت در یک جمله این است که وجودِ تضاد و تغییر برای وحدت ضروری است. او عالم را واحدی می‌دید که وحدتِ خود را درست برعکس آنچه به نظر می‌رسد، مرهون تغییرات و کشمکش‌های دائمی است. اولین نظریه‌ء مدوّنِ وحدت در عین کثرت.

بسیار جالب است که در جامعه انسانی هم چنین قانونی وجود دارد. جامعه‌ای وحدت دارد که در آن همه تفکرات و دیالوگ‌ها فرصتِ ابراز و فعالیت داشته باشند. 


اگر یک تفکر همه قدرت را در اختیار بگیرد و دیگران را حذف و سرکوب کند، در ظاهر باید شاهدِ وحدتِ بیشتری باشیم. اما در واقع این کار تعلقِ خاطرِ بخش‌های بزرگی از جامعه را به آن از بین می‌برد.

وحدتِ واقعی در یک کشور، وحدتِ حولِ افراد و ایدئولوژی‌ها نیست، وحدت به معنای تعلقِ همه مردم به سرنوشت مشترکشان است، به کشور و جامعه‌ی واحدشان و به نظام و قانونی که می‌دانند با پایداری و تلاش می‌توانند آن را اصلاح کنند و تغییر دهند.


حذف تضاد برعکس آنچه به نظر می‌رسد وحدت را زائل می‌کند. وجود تضاد برای وحدت ضروری است.

جمهوریِ اسلامی در طی چهار دهه حکومت بخوبی نشان داد که اسلام تضاد‌ها را حذف می‌کند،و در بٌعدِ کوچک‌تر مذهبِ شیعه سایر مذاهبِ اسلامی را سرکوب و حذف می‌کند. همینطور هیچ‌دیدگاهِ مخالفی را برنمی‌تابد. 

امروزه امّا تضادها درحالِ گسترش هستند جامعه به یک وحدّتِ نسبی رسیده است و همین امر موجبِ فروپاشی رژیم خواهد شد.

نظرات