پست‌ها

تصویر
برخی کلمات و اسامی به تنهایی حرف میزنند بی‌آنکه الزاماً در جمله‌ یا متنی بیایند انگار میتوانند یکتنه بارِ داستان را به دوش بکشند تنها با آمدن اسمش هزار تصویر بر پرده‌ ذهن مینشیند... طنینِ منحصری در صدا دارد در متنی هم که می‌آیند میدرخشند و با تکبُری ستودنی راهِ خودشان را میروند

حزب پلید توده رهبر همه مزدوران چَپ و کمونیست در ایران

تصویر
بسیاری از رهبران حزب توده مجبور به فرار از کشور و پناه بردن به اتحاد شوروی، آلمان شرقی و آذربایجان (شوروی) شدند. اما نکته اینجا بود که گفتمان یا درست‌تر گفته باشیم شیوه و رویکردی که حزب توده در بیش از یک دهه عمر خود در پارادایم سیاسی کشور ایجاد کرده بود نه‌تن‌ها باقی ماند که به مرور زمان رشد و گسترش بیشتری هم یافت. همان تقسیم‌بندی که مارکسیست‌ها میان خودشان و مخالفانشان کرده بودند عیناً میان مخالفان رژیم شاه با آن رژیم برقرار شد. به این معنا که مخالفان رژیم شاه (ابتدا ملیون و طرفداران دکتر مصدق در سالهای نخست بعد از کودتا، و سپس نهضت آزادی و سایر مخالفان اسلام‌گرای رژیم شاه) خود را کامل، آزاده، فداکار، مستقل، میهن‌پرست، شجاع، مترقی، مبارز و در مقابل رژیم شاه را نوکر، مزدور، سرسپرده به اجانب، نوکر انگلستان، غلام امریکا، وطن‌فروش، بی‌دین، خائن، مرتجع، رو به زوال و ظالم می‌دانستند. هر فکر و اندیشه‌ای که مخالفان رژیم شاه (اعم از ملی‌گرا یا اسلام‌گرا یا مارکسیست‌ها) داشتند مثبت و در جهت ترقی، عمران، آبادانی و پیشرفت مملکت بود و متقابلا هر اقدام و حرکت رژیم شاه در جهت وابستگی بیشتر، خدمت به ...
 متن استعفا نامه شیطان رجیم!! پروردگار محترم  با سلام احتراما، اينجانب ابليس معروف به شيطان، بدين وسيله اعلام ميدارم با توجه به بررسي‌هاي به عمل آمده و گزارشات واصله و همچنين با نظر به سوابق و کارنامه ي جمهوري اسلامي طي سي سال فعاليت مستمر، علي رغم تمام توجهات حضرتعالي به اين حقير، استعداد اين رقيب جديد براي فريب و بدبخت نمودن بشر و سقوط بشريت بيشتر از بنده بوده است و اينجانب پي به اشتباهات خود برده ام و احساس ندامت و پشيماني ميکنم. لذا با توجه به کهولت سن و جلوگيري از هرگونه سواستفاده جمهوري اسلامي از نام و فعاليتهاي بنده و رفع هرگونه ابهام در مورد جانشيني بنده، استعفاي خود را اعلام ميدارم و تقاضاي رسيدگي به استعفا و حذف نام شيطان از اينجانب و انتقال آن به تنها جانشين برحق اين سمت که همانا نظام جمهوري اسلامي است، را دارم . متمني است پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ 1/1/2 منعقده فيمابين حضرتعالي و اينجانب ، با استعفاي اين حقير و واگذاري اين مسوليت به جمهوري اسلامي موافقت بفرماييد. بديهي است مِن بعد، با حضور جمهوري اسلامي، اينجانب هيچگونه مسئوليتي را در قبال فريب و ب...

محمد دیوانه نیست؟!!

تصویر
 محمد دیوانه نیست؟  در قرآن بسیار به این نکته اشاره شده است که محمد دیوانه نیست، و این نشان میدهد که اعراب محمد را متهم به دیوانه بودن میکردند، در این نوشتار دلایل احتمالی پشت این اتهام را بر خواهیم شمرد. لازم به توضیح است که من معتقد نیستم محمد بطور کلی دیوانه بوده است، رفتار محمد نشان میدهد که فردی باهوش بوده است و خوب میدانسته است چگونه به اهداف پلید خود برسد،  در این نوشتار تلاش بر این است که نشان داده شود محمد بگونه ای از انحرافات روانی رنج میبرده است و ممکن است که او به دلیل همین انحرافات روانی واقعاً صداهایی را شنیده باشد و چیزهایی را دیده باشد که واقعیت نداشته باشند و تماماً ساخته ذهن او بوده باشند.معمولاً باورهای دینی که ما با آنها آشنایی نداریم، بسیار مضحک به نظر میرسند، بعنوان مثال من مسلمانان زیادی را دیده ام که به باورهای مسیحی مثل تثلیث و اباطیلی که در انجیل نوشته شده است، مثل جریان آمدن خدا بر روی زمین و کشتی گرفتن افراد با خدا و غیره میخندند و آنها را مسخره میکنند. روزی با یک مسلمان سنی صحبت میکردم او طبق معمول میگفت، شما با اسلام آشنایی ندارید و و راجع به...
تصویر
 ‏وقتی بناشد ملتی جدی با دشمن روبرو نشود تاآخرین نفس نجنگد بعد مغلوب دشمن شود سر سختی و مخالفت نکند بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی بپذیرد اعراب که آمدند در زبان عربی کاسه گرمتر ازآش شده و صرف و نحو بنویسد یا کمر خدمت بر خلفای عباسی بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند ‏ملتی که در مدح سلاطین ترک چون سلطان محمود غزنوی آبدارترین قصائد را بگوید! غلام حلقه به گوش چنگیز و تیمور و خدمتگزار و وزیر فرزندانش گردد! یعنی هر زمان به رنگ تازه وارد در آمده به هر کس و ناکسی تعظیم و خدمت کند ، دلیلی ندارد که نقش و نام چنین مردمی از صفحه روزگار برداشته نشود …..
 ما با عمومی کردن ِ رنج هایمان به دنبال شریک کردن ِ دیگری در رنجمان هستیم. شانه ای، تسکینی، درک کردنی، همه ی آن چیزهایی که پیشاپیش در تحقق شان شکست می خوریم... باید تا حد ممکن از عمومی کردن رنج سر باز زد و در عوض رنج را "کلی" کرد. رنج ِ کلی، زاینده و مولد است. با این رنج می توان چیزی ساخت. تنها اینجاست که می توان اثری خلق کرد. تنها چنین اثری است که به جای رنج فردی ِ سوژه، رنج بشری را بازتاب می دهد.
 تو درست وسطِ میدان جنگی، راه بازگشت نداری، یارانت همه مُرده اند، پای راستت راه نمی رود، نَفَس هایت به شماره افتاده اند و همۀ اینها کارت را مشکل می کند. با این حال آنهایی که روزهای بعد از جنگ باز خواهند گشت از تو خبر خواهند آورد که همچنان داری رو به دشمنی که فقط از مسیر گلوله هایش خبر داشتی و از خودش هیچ نمی دانستی، می جنگی. سال های بعد، سال هایی که سال هاست جنگ تمام شده، کسی از تو خبر ندارد. من می گویم شاید همان میدان را، هم میدانی که یارانت را و پای راستت را آنجا از دست دادی، خانه ات کرده باشی. باید خانه ای باشد در اعماقِ خاطره و آرزو.